تبليغاتX
ستاره شبهای من

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی

ستاره شبهای من

دردودل .قصه های نا نوشته.عکس.یادداشت روزانه


فینگیلی

 

سه شنبه بیستم آذر 1386 توسط مهرنوش |

داستان فرودگاه

خانم جواني در  سالن انتظار فرودگاهي بزرگ منتظر اعلام براي سوار شدن به هواپيما بود.. بايد ساعات زيادي رو براي سوار شدن به هواپيما سپري ميکرد و تا پرواز هواپيما مدت زيادي مونده بود ..پس تصميم گرفت يه کتاب بخره  و با مطالعه اين مدت رو بگذرونه ..اون همينطور يه پاکت  شيريني خريد...اون خانم نشست رو يه صندلي راحتي در قسمتي که مخصوص افراد مهم بود ..تا هم  با خيال راحت استراحت کنه و هم کتابشو بخونه. کنار دستش .اون جايي که پاکت شيريني اش بود .يه آقايي نشست  روي صندلي کنارش وشروع کرد به خوندن مجله اي که با خودش آورده بود ..وقتي خانومه اولين شيريني رو از تو پاکت  برداشت..آقاهه هم يه دونه ورداشت ..خانومه عصباني شد  ولي به روش نياورد..فقط پيش خودش فکر کرد اين يارو عجب رويي داره ..اگه حال و  حوصله داشتم حسابي حالشو ميگرفتم هر يه دونه شيريني که خانومه بر ميداشت ..آقاهه هم يکي ور ميداشت .ديگه خانومه داشت راستي راستي جوش مياورد ولي نمي خواست باعث مشاجره بشه وقتي فقط يه دونه شيريني ته پاکت مونده بود ..خانومه فکر کرد..اه . حالا اين آقاي پر رو و سواستفاده چي ...چه عکس العملي نشون ميده..هان؟؟؟؟آقاهه هم با کمال خونسردي شيريني آخري رو ور داشت ..دو قسمت کرد  و نصفشو داد خانومه و..نصف ديگه شو خودش خورد..اه ..اين ديگه خيلي رو ميخواد...خانومه ديگه از عصبانيت کارد ميزدي خونش در نميومد.در حالي که حسابي قاطي کرده بود ..بلند شد و کتاب و اثاثش رو برداشت وعصباني رفت براي سوار شدن به هواپيما  وقتي نشست سر جاي خودش تو هواپيما ..يه نگاهي توي کيفش کرد تا عينکش رو بر داره..که يک دفعه غافلگير شد..چرا؟ براي اين که ديد که پاکت شيريني که خريده بود توي کيفش گذاشته بود .فهميد که اشتباه کرده و از خودش شرمنده شد.اون يادش رفته بود که پاکت شيريني رو وقتي خريده بود تو کيفش گذاشته بود.اون آقا بدون ناراحتي و اوقات تلخي  شيريني هاشو با او تقسيم کرده بوددر زماني که اون عصباني بود و فکر ميکرد که در واقع اونه که داره شيريني هاشو اقاهه ميخوره و حالا حتي فرصتي نه تنها براي توجيه کار خودش بلکه براي عذر خواهي از اون آقا هم  نداره 

چهار چيز هست که غير قابل جبران  و برگشت ناپذير هست .

 سنگ بعد از اين که پرتاب شد

 دشنام .. بعد از اين که گفته شد

 موقعيت .... بعد از اين که از دست رفت وزمان بعد از اینکه سپری شد.

  

سه شنبه بیستم آذر 1386 توسط مهرنوش |

اینم یکی دیگه

دوشنبه دوازدهم آذر 1386 توسط مهرنوش |

اتاق بچه

یکی از دوستان عزیزم جدیدا نی نی دار شده این عکس مخصوص خودشه.

دوشنبه دوازدهم آذر 1386 توسط مهرنوش |

نقاشی رنگ روغن

جمعه نهم آذر 1386 توسط مهرنوش |

پیله پروانه

 روزی سوراخ كوچكي در يك پيله ظاهر شد. شخصي نشست و چند ساعت به جدال پروانه براي خارج شدن از سوراخ كوچك ايجاد شده درپيله نگاه كرد.
سپس فعاليت پروانه متوقف شد و به نظر رسيد تمام تلاش خود را انجام داده و نمي تواند ادامه دهد.
آن شخص تصميم گرفت به پروانه كمك كند و با قيچي پيله را باز كرد.  پروانه به راحتي از پيله خارج شد اما بدنش ضعيف و بالهايش چروك بود.آن شخص باز هم به تماشاي پروانه ادامه داد چون انتظار داشت كه بالهاي پروانه باز، گسترده و محکم شوند و از بدن پروانه محافظت كنند.
هيچ اتفاقي نيفتاد! در واقع پروانه بقيه عمرش به خزيدن مشغول بود و هرگز نتوانست پرواز کند.چيزي که آن شخص با همه مهربانيش نميدانست اين بود که محدوديت پيله و تلاش لازم براي خروج از سوراخ آن،  راهي بود که خدا براي ترشح مايعاتي از بدن پروانه به بالهايش قرار داده بود تا پروانه بعد از خروج از پيله بتواند پرواز کند.گاهي اوقات تلاش تنها چيزيست که در زندگي نياز داريم.اگر خدا اجازه مي داد که بدون هيچ مشکلي زندگي کنيم فلج ميشديم، به اندازه کافي قوي نبوديم و هرگز نميتوانستيم پرواز کنيم.

دوشنبه پنجم آذر 1386 توسط مهرنوش |

او یک فرشته بود

درِ مطب دکتر به شدت به صدا درآمد. دکتر گفت در را شکستی! بيا تو. در باز شد و دختر کوچولوی نه ساله ای که خيلی پريشان بود به طرف دکتر دويد و گفت : آقای دکتر! مادرم! مادرم! و در حالی که نفس نفس ميزد ادامه داد : التماس ميکنم با من بياييد، مادرم خيلی مريض است. دکتر گفت : بايد مادرت را اينجا بياوری، من برای ويزيت به خانه کسی نميروم. دختر گفت : ولی دکتر، من نميتوانم، اگر شما نياييد او ميميرد! و اشک از چشمانش سرازير شد.

دل دکتر به رحم آمد و تصميم گرفت همراه او برود. دختر، دکتر را به طرف خانه راهنمايی کرد، جايی که مادر بيمارش در رختخواب افتاده بود. دکتر شروع کرد به معاينه و توانست با آمپول و قرص، تب او را پايين بياورد و نجاتش دهد. او تمام شب را بر بالين زن ماند، تا صبح که علايم بهبودی در او ديده شد. زن به سختی چشمانش را باز کرد و از دکتر به خاطر کاری که کرده بود تشکرکرد. دکتر به او گفت : بايد از دخترت تشکر کنی، اگر او نبود حتماً ميمردی! مادر با تعجب گفت : ولی دکتر، دختر من سه سال است که از دنيا رفته! و به عکس بالای تختش اشاره کرد. پاهای دکتر از ديدن عکس روی ديوار سست شد. اين همان دختر بود! يک فرشته کوچک و زيبا.....

یکشنبه چهارم آذر 1386 توسط مهرنوش |

این یکی هم خیلی قشنگه

این کوچولو های خوشگل همشون نازن

یکشنبه چهارم آذر 1386 توسط مهرنوش |

نقاشی

این نقاشی رو داشتم برای نی نی ام می کشیدم ولی اون دوست نداشت بیاد تو این دنیا ولی من تمومش می کنم تا بالاخره خیلی زود  به خاطر نقاشی مامانش هم که شده بیاد.

یکشنبه چهارم آذر 1386 توسط مهرنوش |



من مهرنوش هستم.متولد آبان .فصل برگ ریزان سال .عاشق نقاشی و ادبیات.

تو را به جاي همه كساني كه نشناخته ام دوست مي دارم
تو را به خاطر عطر نان گرم
براي برفي كه آب مي شود دوست دارم
تو را براي دوست داشتن دوست مي دارم
تو را به جاي همه كساني كه دوست نداشته ام دوست مي دارم
تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي دارم
براي اشكي كه خشك شد و هيچوقت نريخت
لبخندي كه محوشد و هيچگاه نشكفت
تو را به خاطر خاطره ها دوست مي دارم
براي پشت كردن به آرزوهاي محال
به خاطر نابودي توهم و خيال دوست مي دارم
تورا به خاطر دوست داشتن دوست مي دارم
تو را به خاطر دود لاله هاي وحشي
به خاطر گونه ي زرين آفتاب گردان
براي بفشيه بنفشه ها دوست مي دارم
تو را براي دوست داشتن دوست مي دارم
تو را به جاي همه كساني كه نديده ام دوست مي دارم
تو را براي لبخند تلخ لحظه ها
پرواز شيرين خاطره ها دوست مي دارم
تو را به اندازه ي همه كساني كه نخواهم ديد دوست مي دارم
اندازه قطرات باران ، اندازه ي ستاره هاي آسمان دوست مي دارم
تو را به اندازه ي خودت،اندازه آن قلب پاك دوست مي دارم
تو را براي دوست داشتن دوست مي دارم
تو را به جاي همه كساني كه نشناخته ام .دوست مي دارم
تو را به جاي همه روزگاراني كه نمي زيسته ام دوست مي دارم
براي خاطر عطر نان گرم و برفي كه آب مي شود و براي نخستين گناه
تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي دارم
تو را به جاي تمام كساني كه دوست نمي دارم دوست مي دارم

mehrsa_87@yahoo.com

RSS 2.0

فال حافظ

جوک و اس ام اس

قالب های نازترین

نازترین عکسهای ایرانی


بهترین کدهای جاوا و قالبهای زیبا در مینوس
  • بازديدها :

خدمات وبلاگ نویسان

افراد حاضر در اين وب

خدمات وبلاگ نویسان جوان


جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ

فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












دریافت کد فالنامه